من در این نوشتار قصد دارم توجه دلواپسان جوان را به سابقه سیاسی شیخ محمد یزدی در دهه اول انقلاب جلب کنم.
نسل سوم انقلاب و بهویژه دلواپسان کم سن و سال باید بدانند که آقای محمد یزدی کیست و چه سابقهای در سپهر سیاسی ایران داشته است.
قطعا دلواپسان جوان نمیدانند در زمان حاکمیت حزب الله درسال ۶۰، سران حزب جمهوری اسلامی مانند شهیدان بهشتی و باهنر، آیت الله خامنهای و مرحومان موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی با اولین رییس جمهور ایران، دکتر ابوالحسن بنی صدر چالش جدی داشتند.
اما در درون جامعه روحانیت مبارز تهران شخصیتی مانند شیخ محمد یزدی حامی پر و پا قرص بنی صدر بود.
البته اینجانب بعنوان یک تاریخ پژوه تاکنون ازبابت رفاقت یزدی با بنی صدر خردهای بر این شیخ نگرفتهام.
اما این نکته را که آقای محمدیزدی در اوج کشمکشهای نظام با نخستین رئیس جمهور ایران، رفاقت و حشر و نشر سیاسی با بنی صدر برقرار کرده بود را هنوز نسل اولیهای انقلاب از یاد نبردهاند!
محمد یزدی با چنین سوابقی در عرصه سیاست،چگونه به خودش اجازه میدهد که برای یک مرجع تقلید «حدود و ثغور» تعیین نماید؟
چرا یزدی از ملاقات مرجع عالیقدر شیعه (آیت الله شبیری زنجانی) با شاگردش سیدمحمد خاتمی آشفته شده و در فضای سیاسی کشور قشقرق به پا کرده است؟
آیا ملاقات این مرجع بزرگ با پنجمین رییس جمهور ایران،ذنب لایغفر است؟
آقای یزدی خودش بهتر از همه به یاد دارد که برای رییس جمهور معزول چقدر گریبان چاک کرد؟ به هرحال خاتمی و بیت آیت الله شبیری نجابت به خرج میدهند و سوابق مشعشع وی در سال شصت و تقابل ایشان با نظرات امام در دهه نخست انقلاب را به رخ وی نمیکشند .
اگر ما بخواهیم به سبک نگرش و بینش سیاسی امروزی شیخ محمد یزدی قضاوت نماییم و آیت الله العظمی شبیری زنجانی را بخاطر ملاقات با شاگردش(سید محمد خاتمی) موجب تضعیف شان مرجعیت بدانیم! پس حمایتهای آنچنانی دبیر کل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از بنی صدر را چگونه باید تفسیر و تحلیل کنیم؟!
دلواپسان و افراطیون امروزی آیا میدانند که بعد از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی در جلسه معروف خبرگان برای تعیین جانشینی امام، جناب آقای شیخ محمد یزدی به همراه چند تن از اعضای مجلس خبرگان برای رهبری نظام اسلامی، مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی را کاندیدا نمودند و «شیخ محمد یزدی» ازجمله کسانی بود که به آیت الله خامنهای برای رهبری جمهوری اسلامی رای نداد!
دگردیسی سیاسی شیخ محمد یزدی بعد از انتصاب وی به ریاست قوه قضاییه صورت گرفت و با نظام جمهوری اسلامی و به قول خودش «نظام حاکم» همسو گردید!
سوال ما ازجناب آقای شیخ محمد یزدی این است، اگر وی در منصب یکی از سران سه قوه به مدت ده سال قرار نمیگرفت، آیا اکنون این گونه دچار افراط در مواضع سیاسی می گردید؟ و در این برهه در شمار دلواپسان قرار داشت؟
جناب آقای محمد یزدی؛خوب است آیین زیست مسلمانی منصفانه را از آقای خاتمی بیاموزد.
درطول سیزده سالی که خاتمی از قطار حکومت اسلامی پیاده شده است، علیرغم همه مضایق و محدودیتها هرگز به حاکمیت ترشرویی نکرد. اما آیا اگر با محمد یزدی مثل خاتمی رفتار میشد، اکنون آقای یزدی در جایگاه اپوزیسیونی جمهوری اسلامی قرار نداشت .
علی نظری سردبیر روزنامه مستقل
———–
اگر انصاف باشد خدا وکیلی بعد از انقلاب هیچ رییس جمهوری مانند اقای خاتمی حرمت و احترام رهبر و نظام را نگه نداشته است.