تجارت : یکی از جدی ترین اشکالاتی که اقتصاد را درگیر کرده، بی توجهی به ظرفیت های مهم کشور است. از آنجا که اقتصاد در بخشهای کشاورزی، خدمات و صنعت تعریف می شود، در بخش صنعت نیز صنایع به دو بخش کوچک و بزرگ تقسیم می شوند. این تقسیم بندی به اندازه ای مهم است که می توان نگاه ویژه ای به این صنایع داشت. بی شک آنچه صنایع کوچک و کسب و کارهای خرد انجام می دهند، بسیار متفاوت با کسب و کارهای بزرگ است. این در حالی است که تمامی توجهات به سوی کسب و کارهای بزرگ و صنایع مادر است و هیچ توجهی به صنایع کوچک که صنایع بزرگ را تامین می کنند، نمی شود.
۹۰ درصد تسهیلات برای ۱۰ درصد
برای آنکه به عمق فاجعه پی ببریم، لازم است به آمار و ارقام توجه کنیم. در این رابطه وزیر صمت گفت: نرخ تورم، تولید سرانه کشور و تجارت از مهمترین شاخصهای رشد اقتصادی محسوب میشوند.توزیع عادلانه درآمد بین مردم نه به معنای پخش پول بلکه ایجاد فرصتهای یکسان برای خلق ثروت و کارآفرینی، یکی از شاخصههای قدرت اقتصادی است. علیرضا رزم حسینی افزود: در نظام بانکی کشور سال گذشته از ۹۴۷ هزار میلیارد تومان، تسهیلات بنگاههای کوچک و خرد کمتر از ۶ درصد بوده و ۹۰ درصد تسهیلات به ۱۰ درصد افراد جامعه اختصاص پیدا کرده که نشان میدهد توزیع عادلانه ثروت صورت نگرفته و فرصتهای مساوی برای همگان فراهم نشده است.وی تصریح کرد: دسترسی به نظامهای آموزشی، بهداشتی، امید به زندگی، میزان تولیدات فرهنگی، زیرساختهای شبکههای حمل و نقلی، امنیت غذایی و تأمین زندگی بازنشستگان از دیگر شاخصههای قدرت اقتصادی محسوب میشود.وزیر صمت افزود: اگر ۱۶۰ کشور را بررسی کنیم میبینیم که تورم بالغ بر ۱۵۰ کشور کمتر از ۷ درصد است؛ پس چرا ما باید در این شرایط این گونه حرکت کنیم؟ چه اشکالی در کار ماست که نمیتوانیم از قدرت مردم و سرمایه اجتماعی خود حداکثر استفاده را کنیم. نظام اسلامی ما موفق به تأمین زیرساختها شد و حال در کمتر روستایی میبینیم که گاز، برق، اینترنت و … وجود نداشته باشد اما چرا اقتصاد مردم و خانوار قوی نشد؟ چرا شغلهایی همچون صنعت فرش که روزی آوازه داشت و مردم را در روستا نگه داشته بود و از مهاجرت معکوس جلوگیری کرده بود امروز از بین رفته است؟
کسب و کارهای کوچک موتور توسعه
این یک واقعیت انکار ناپذیر است که کسب و کارهای کوچک و متوسط به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش اساسی در فرآیند توسعه جوامع دارند. از آنجا که نمی توان اثر بنگاه های کوچک و متوسط را در رشد اقتصادی کشورها نادیده گرفت، برای پیشرو بودن در این امر، کشور ها اقدام به سیاستگذاری و برنامه ریزی های بلند مدت کرده و مشوق ها و شرایطی را به وجود می آورند تا از پتانسیل سازنده کسب و کار های کوچک و متوسط برای رسیدن به رشدی پایدار استفاده کنند. البته تعریف دقیق و یکسانی از کسب وکارهای کوچک و متوسط وجود ندارد و معیار تعریف ارائه شده برای آنها در کشورهای مختلف، متفاوت است. معیارهای موجود جهت تعریف کسب وکارهای کوچک و متوسط شامل تعداد کارکنان، میزان داراییهای بکار رفته، نسبت فروش به سرمایه در گردش، تعداد کارکنان زن، تعداد کارکنان و ارزش دارایی، گردش پول و ارزش دارایی، تعداد کارکنان و میزان فروش و ارزش دارایی است. طبق تعریف مرکز آمار ایران صنایعی که تعداد کارکنانشان کمتر از ۹ نفر باشد، صنایع کوچک تلقی میشوند، ولی میتوان صنایعی که تعداد کارکنان آنها زیر ۵۰ نفر است، بعنوان کسب وکارهای کوچک و متوسط به حساب آورد.
اهمیت کسب و کارهای کوچک
کسب وکارهای کوچک و متوسط درصد بالایی از تعداد کل صنایع را تشکیل میدهند. به نوعی که تقریبا ۱۹ میلیون واحد ( معادل ۸/۹۹درصد کسب و کارهای موجود ) در اتحادیه اروپا را کسب وکارهای کوچک و متوسط تشکیل می دهند. درحالی که در امریکا بالغ بر ۹۹ درصد و در ژاپن رقم مشابهی ملاحظه میشود. شرکت های کوچک و متوسط نقش عمده ای در اقتصاد، اشتغال و محیط زیست کشورهای در حال توسعه دارند. شرکت های کوچک و متوسط پشتوانه اصلی اقتصاد در فرآیند صنعتی شدن اند . این بخش برای اقتصاد های درحال گذار کشور های در حال توسعه ، بسیار مهم وضروری است. در هند ۹۵ در صد واحدهای صنعتی ، صنایع کوچکی هستند که ۴۰ درصد تولید را برعهده داشته و ۳۵ درصد صادرات مربوط به بخش صنایع کوچک است. سهم کسب و کارهای کوچک و متوسط در اقتصاد ایران از نظر تعداد نیز رقم بالای ۹۵ درصد است.در امریکا ، کسب و کار های کوچک ، یعنی آنهایی که دارای کمتر از پانصد نفر شاغل هستند ، ۵۳ درصد از نیروی کارخصوصی را استخدام کرده و همچنین ۴۷ در صد از میزان فروش و ۵۱درصد از تولید ناخالص داخلی مربوز به بخش خصوصی رابه خود اختصاص می دهند . ۱۶ درصد از تمامی واحد های تجاری که اکنون در امریکا مشغول به فعالیت هستند ، ظرف یک سال گذشته به ثبت رسیده اند و واحدهای تجاری کوچکتر هم حدود ۶۷ درصد اختراعات و اکتشافات جدید را به نام خود ثبت کرده اند. این واحد ها قسمت جدایی ناپذیر فرآیند تحول و دگرگونی هستند که در بازار رو به گسترش است. این ها در ابداع شیوه های جدید که منجر به تغییرات فناوری و افزایش توانایی تولید خواهد شد ، نقش مهمی ایفا می کنند.باید گفت که چنین واحد هایی در جستجوی تغییر و تحول و رقابت هستند ، چون در حال دگرگون کردن ساختار کلی بازار هستند.
بی توجهی به صنایع کوچک
با وجود اهمیت فراوان شرکت های کوچک و متوسط در اقتصاد و اشتغال، این شرکت ها در کشورهای در حال توسعه، با مشکلات متعددی روبرو هستند و از همه ظرفیت آنها استفاده نمی شود. نکته مهم این است که جهان به سمت اقتصاد باز و ایجاد محیط رقابتی حرکت می کند. اگر این شرکت ها با یک روش علمی خود را آماده برخورد با چنین موقعیتی نکنند، نمی توانند در محیط رقابتی باقی بمانند. ماندگاری در یک اقتصاد رقابتی و باز، بستگی به عملکردهای کارآمد با تمرکز زیاد بر مشتری و رقابت دارد.
ظرفیت های صنایع کوچک
نکات مهمی که در صنایع کوچک وجود دارد، این است که سرمایه گذاری در آنها با مبالغ ناچیز صورت می گیرد، تولید به سرعت اتفاق می افتد، ابزار صنایع بزرگ هستند و قطعات مورد نیاز صنایع بزرگ را تامین می کنند، سرمایه این شرکتها در قالب تولیدات قطعه به سرمایه شرکتهای بزرگ تبدیل می شود( مطالبات سنگینی که اکنون قطعه سازان از خودروسازان دارند)، بسادگی می توان خط تولید آنها را تغییر داد و چون دستگاهها و سالنهای بزرگی ندارند، بسادگی می توان خط تولید جدیدی مطابق روز ایجاد کرد. سرمایه در گردش آنها پایین است و با تسهیلاتی ناچیز روند تولید را حفظ می کنند. ارتباط کارگر و کارفرما در این بنگاهها نزدیک است و کمتر به چالشهای کارگری تبدیل می شود. این تنها بخشی از مزایای بنگاههای کوچک است که با کمال تاسف مورد بی مهری قرار گرفته اند
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان