دمیرچی شناسنامه چاپ بود با تواضع به محل اتحادیهها میرفت تا اطلاعاتی برای تکمیل آثارش کسب کند که مطلبی گیرش نمیآمد. به جرات عرض میکنم کمتر شخصی چه پیر یا جوان در کشور در خانواده چاپ وجود دارد که ایشان را نشناسد. دومین همچون شخصیتی بزرگمرد وجود ندارد.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامرضا شجاع؛ مدیرعامل تعاونی لیتوگرافان تهران یادداشتی در پی درگذشت زندهیاد اسمعیل دمیرچی؛ پیشکسوت صنعت چاپ ایران یادداشتی به ایبنا ارسال کرده است که به شرح زیر است:
بازگشت همه به سوی اوست
پرواز جناب استاد اسماعیل دمیرچی را به خانواده و خصوصا فرزند برومند این عزیز سفر کرده تسلیت عرض میکنم .
دمیرچی شناسنامه چاپ بود با تواضع به محل اتحادیهها میرفت تا اطلاعاتی جهت تکمیل آثارش کسب کند که مطلبی گیرش نمیآمد. به جرات عرض میکنم کمتر شخصی چه پیر یا جوان در کشور در خانواده چاپ وجود دارد که ایشان را نشناسد. دومین همچون شخصیتی بزرگمرد وجود ندارد،
امین خانواده مرحوم نوریانی بزرگ بود و آثار مکتوب به جا مانده از ایشان نشاندهنده گوشها ی از تلاشهای این بزرگمرد بیادعا بود وقتی که حدود ۲ دهه قبل همسرش به رحمت ایزدی پیوست و تنها یار غار او در منزل بود و میگفت چه کنم چگونه بدون او ادامه دهم.
همه مخاطبینش که امروز و فرداها پیام تسلیت ارسال کرده یا خواهند کرد در پشت میز ریاست گامی یا حمایتی برایش بر نمیداشتند. تمام عشقش در خانه بود که خستگی بیوفائیها را از تنش بدر میکرد. جزء اولین مردهایی بود در تهران که اصرار داشت عکس همسرش بر روی برگه آگهی ترحیم خانمش باشد در حالی که هنوز عکس بر روی برگه ترحیم برای خانمها چیز غریبی بود و مدل نشده بود.
او هر بار به ما کوچکتر ها سر میزد جز خجالت و جز ناتوانی از زحمات خستگیناپذیرش چیزی نداشتیم تقدیم کنیم فقط احترام و احترام.
بیوفائی کتابخانه مجلس شورای اسلامی در ارتباط با آن همه زحمات چندساله و جمعآوری ماشینآلات قدیمی چاپ و صنایع وابسته که از داخل و خارج از کشور در موزهای در کنار هم با زحمات فراوان گرد آورده بود و با جابجایی مدیری با بیاحترامی پارههای تن او را که با خون دل جمعآوری کرده بود که با صدمه و کم ارزش خواندن در انباری غیر استاندارد و به دور ریختن ضربهای بزرگ به این خادم صنعت چاپ بود.
وقتی از بیوفائی و بیتوجهی و بیتفاوتی اتحادیهها و ارشاد آن زمان همراه با قطره اشکی از دیدگانش جاری میشد جز شرمندگی و عجز کاری از دستم بر نمیآمد و ایشان را با آبروی کمی که داشتم قرار ملاقات با مسئولین برایش بر قرار میکردم ولی جز بیوفایی خبری از ایشان نمی شنیدم.
در یکی از مراسم کاروان مهربانی میگفت آرزویم همبستگی و یکیشدن اتحادیههاست که مورد اعتراض یکی از روسای اتحادیه واقع میشود که چرا این جمله را گفتی.
سال گذشته وقتی به رسم قدردانی کتابی فوق نفیس با دست پیشکسوت صنفمان؛ جناب غلامرضا امیرزاده تقدیم ایشان شد فرمودند که این کتاب اگر هم وزنش طلا میدادید طلا برای من کمارزشتر بود .
یادش گرامی و روح بلندش شاد .
غلامرضا شجاع
مدیر عامل شرکت تعاونی سازندگان کلیشه و لیتوگراف، مهر و پلاک و چاپ اسکرین
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان