همه دورکار شوند، چاپکاران پای کارند!
نمیدانم تا وقتی این مجله چاپ شود و به دست شما برسد، موج چندم کرونا را رد می کنیم. این روزها صحبت از موج سوم است و با تأسف بسیار هر روز شاهد جان باختن شمار زیادی از هموطنان هستیم. تأسف بیشتر از این است که ما مردمی که ۷۰ درصدمان، با وجود کسب و کار، زیر خط فقر زندگی می کنیم، برای رفتن به سر کاری که دستمزد روزانه اش به حد انعامی است که یک کارمند در کشورهای دیگر روی میز رستوران میگذارد، باید صبح سحر بلند شویم و خودمان را در اتوبوس و مترو بچپانیم تا سرکارمان برویم و غروب، خسته و بی رمق لقمه نانی ( و شاید فقط نان ) به خانه ببریم، با بیم حمل کرونا برای فرزندان.
لطفا نگوئید که من با ماشین شخصی سر کار میروم یا دو غذا سر سفره می گذارم. وقتی شهر در فقر و زیر سایه شیوع کروناست، هیچ کس در امان نیست و هیچ وجدانی نمیتواند آسوده بماند.
در چنین شرایطی به درستی بسیاری از مشاغل به دورکاری رو می آورند، که البته آسان و کم هزینه هم نیست و خود مسیری است برای بیرون کشیدن آخرین ریال ها از جیب ما به سود صاحبان مخابرات و کسانی که اختیار باز و بسته کردن پهنای باند را به دست دارند. فغان از کم فروشی پهنای باند در این بازار انحصاری!
چاپکاران اما نه دورکار، که پای ماشین چاپ اند، یعنی باید باشند. کاغذ و مقوا و فیلم را نمیتوان مجازی چاپ کرد. جعبه های شوینده و لیبل مواد بهداشتی و ظروف الکل و صابون و جعبه های دارو و انواع بسته های مواد غذایی و سایر کالاهایی که همه ضروری اند، اگر تولید نشوند، سلامت و امنیت غذایی و گردش کالا در کشور مختل میشود. این کالاهای ضروری را اگر چاپ و بسته بندی نباشد، نمی توان نگهداری و حمل و توزیع کرد. برای همین است که چاپکاران همیشه باید پا به پای هر تولیدکننده ای پای کار باشند. آنها همیشه این نقش اساسی را در صنعت و اقتصاد کشور ایفا کرده اند، هر چند اغلب نادیده گرفته شده اند و زیر سایه تحسین این یا آن تولید کننده، از دید مسئولان و مردم دور مانده اند.
چند سالی است که بار مشکلات، کمر صنعت چاپ را شکسته است، اما مسئولان مالیات بگیر پا روی این کمر شکسته می گذارند، سهم تأمین اجتماعی را با روندی غیر حقوقی از درآمد چاپخانه ها برمیدارند و هر گونه اجحافی را به این خانواده پرمسئولیت روا میدارند. حالا دیگر تنها کارگران چاپخانه نیستند که دریافتی ای در خور کار تخصصی، سنگین و پراسترس خود نمی گیرند، بلکه صاحبان چاپخانه نیز در دخل و خرج خود، تأمین مواد مصرفی، رضایت مشتری و پاسخ دادن به مطالبه های فراقانونی سازمانهای دولتی درمانده اند. این چنین است که کمتر نشانهای (در حد کرم شب تاب در سیاهی شب) از توسعه و نوسازی چاپخانه ها میبینیم.
خانواده بزرگ چاپ و بسته بندی ایران که یک پای اصلی هر تولیدی در کشور هستند، سزاوار تکریم و حمایت اند، نه تحقیر و باجخواهی در ادارات.
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان




