نماد سایت شرکت تعاونی سازندگان کلیشه و لیتوگراف، مهر، پلاک و چاپ اسکرین

همه مقصران بحران بورس

بازار سرمایه که قرار بود بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور را مدیریت کند و نقدینگی های سرگردان را به سوی خود جذب کند، امروزه به یک استخوان در گلو تبدیل شده که هر روز به نوعی چالش آفرین می شود. یک روز زمزمه سواستفاده فرصت طلبان بگوش می رسد و روز دیگر از دخالت دولت در بحران بورس خبر می دهند. یک روز از ناآگاهی مردم تازه وارد به بورس ابراز نگرانی می شود و روز دیگر از دستهایی سخن به میان می آید که پولهای مردم خوش باور را به غارت برده اند. با این وصف معلوم نیست چه وضعیتی بر اقتصاد بازار سرمایه حاکم است.

سقوط بورس با شیب ملایم

بورس در حالی هفته های نزولی را طی می کند که تغییر شاخص کل و شاخص هموزن کمتر از یک درصد تغییر در روز را نشان می دهد. علاوه بر نزول شاخص های تابلوی بورس، دیگر نماگرهای بازار سهام نیز نشان از وضعیت نامطلوب بازار دارند. اصلی ترین ویژگی بازار سهام در هفته اخیر صف های فروش طویل و مازاد عرضه چشمگیر چند هزار میلیارد تومانی بوده است. حجم معاملات و ارزش معاملات در روز به شدت کاهش داشت. رکود موجود در بورس می تواند به همه بازارها نیز سرایت کند.

رشد ۱۴۰ درصدی فروش

قفل شدگی سهم ها در صف های فروش و عدم وجود خریدار می تواند آینده بازار سرمایه را به شدت تهدید کند. دلیل اصلی این قفل شدگی را می توان در دامنه نوسان نامتقارن دید. میانگین ارزش صفهای فروش در هفته گذشته ۳ هزار و ۷۹۱ میلیارد تومان بود که از میانگین هفته آخر بهمن ماه ۲ هزار و ۲۱۵ میلیارد تومان بیشتر بود و رشد ۱۴۰ درصدی داشته است.علاوه بر این در تمام روزهای هفته اخیر خالص تغییر مالکیت حقوقی به حقیقی منفی بود و شاهد خروج پول حقیقی از بورس بودیم. از ابتدای بهمن ماه تا پایان هفته گذشته شاهد خروج ۹۳۰۰ میلیارد تومان پول از بازار سرمایه بوده ایم. بازاری که در حال حاضر نیاز مبرم به نقدینگی دارد، سهامداران خرد در حال خروج از آن هستند.

ترغیب و تشویق احساسی

در اینکه هیچ ثباتی در اقتصاد کشور وجود ندارد، شکی نیست. دلیل این ادعا آشفته بازاری است که هر از چند گاه بخشی از اقتصاد را آشفته می کند. اما نکته مهم در این ماجرا، رویکرد مردم بر اساس شایعاتی است که می شنوند. کافی است به مردم بگوییم قرار است قیمت دلار یا طلا گران شود، آنگاه مردم با هرچه دارند به سوی بازار استانبول روانه می شوند تا دلار یا سکه بخرند. این مردم در صورت پایین آمدن قیمت دلار یا سکه، با هیچ کس درگیر نمی شوند زیرا بر اساس تصمیم خودشان به این بازار هجوم برده اند. اما در مورد بورس که یک بازار تخصصی است، ماجرا فرق می کند. وقتی تمامی مسوولان از تریبونهای رسمی مردم را به خرید سهام بورسی تشویق می کنند، باید هم در صورت ریزش بورس پاسخگوی مردم باشند. دولتی که هیچکدام از برنامه هایش تاکنون محقق نشده، به چه دلیل مردم را برای خرید سهام به سوی بورس هدایت می کند؟ دولتی که به عنوان عامل گرانی دلار و طلا از سوی کارشناسان معرفی می شود، چگونه می تواند در مورد بورس نظر بدهد و بر مدیریت آن اصرار کند؟

مردم گرفتار زیاده خواهی

تمامی افرادی که یک باره به بازار سهام هجوم برده و دست به خرید زدند، با اکثریت جامعه تفاوت داشته اند. این افراد با تفکر زیاده خواهی وارد بورس شده اند. آنچه در اعتراضهای خیابانی یا شبکه های مجازی از زبان بازندگان بورسی شنیده می شود، این است که ماشین، خانه، پس انداز، دارایی و حتی سرمایه هایی که برای کسب درآمد روزمره داشته اند را تبدیل به نقدینگی کرده و به بازار سهام هجوم برده اند. هنگامی که با این افراد مذاکره می شود، از روزهای رویایی سخن می گویند. فردی که خانه اش را فروخته وسهام خریده، انتظار داشته در مدت کوتاهی همان سهام را بفروشد و حداقل دو خانه بهتر از خانه اولی را بخرد یک فردی که پرایدش را فروخته و سهام خریده، انتظار داشته بعد از مدت کوتاه حداقل یک ماشین ۵۰۰ میلیون تومانی را جایگزین پراید کند. بنابر این بازندگان بازار سهام را زیاده خواهانی تشکیل می دهد که بدون مطالعه تصمیم به خرید سهام کردند.

هیولای نقدینگی آفت بورس

نکته مهمی که باعث ایجاد رشد سرسام آور شاخص بورس به دلیل هجوم مردم آگاه و ناآگاه شد، نقدینگی سرسام آوری است که در دست مردم وجود دارد. این یک واقعیت تلخ است که نقدینگی در کمتر از۸ سال نزدیک به ۱۰ برابر رشد کرده و از ۴۷۰ هزار میلیارد تومان به ۳۲۰۰ میلیارد تومان رسیده است. سوال اینجاست که این نقدینگی می بایست از کجا سردربیاورد؟ دلار ۳۲ هزار تومانی، سکه ۱۶ میلیون تومانی، پراید ۱۲۰ میلیون تومانی، آپارتمان حداقل متری ۱۸ میلیون تومان و بسیاری قیمت های ویرانگر دیگر نشان می دهد که رشد نقدینگی تاثیرات خود را در کدام بخشهای اقتصاد برجای گذاشته تا اقتصاد ویرانه ای را برجای بگذارد.

نبود فعالیت های سالم اقتصادی

اگر اقتصاد مسیر سالمی را طی می کرد، می بایست سرمایه های مردم در بخشهای مولد به جریان بیفتد. بخشهایی که هم گره از مشکلات تحریم باز و کالایی تولید کند که وابستگی را کاهش دهد و هم اشتغالزایی داشته و بحران بیکاری را تعدیل کند. اما مشاهده می کنیم که اقتصاد دلالی و سفته بازی از اقتصاد تولید پیشی گرفته و کار را بجایی رسانده که مردم بدنبال خرید وفروش هستند. البته این تفکر ریشه در اقتصاد کلان و مدیریت کلان مسوولان دارد. هنگامی که برای راه اندازی یک بنگاه اقتصادی تولیدی بیش از ۷۰ روز طول می کشد تا مجوز فعالیت صادر شود، هنگامی که بانکها به عنوان حامی تولید و اشتغال، برای راه اندازی بنگاه تولیدی وام نمی دهند اما برای بخش بازرگانی بسادگی تسهیلات می دهند، هنگامی که وضعیت یک تولید کننده آنقدر آشفته است که به دلیل ناتوانی در پرداخت حقوق کارگران به زندان می افتد، هنگامی که بانک برای گرفتن بهره مرکب، تمامی اموال یک کارخانه را مصادره می کند و کارفرمای تولیدکننده با کلی بدهی، تمامی آنچه سالها قبل سرمایه گذاری کرده را رها می کند تا جانش را نجات بدهد، مسلم است که مردم به جای سرمایه گذاری در فعالیت های سالم اقتصادی ، به فکر دلالی یا واسطه گری می افتند و یکی از جاهایی که پیدا می کنند، بورس است. کسی که در بورس سرمایه گذاری می کند، باور دارد که می تواند در مدت کوتاهی بدون آنکه زحمتی کشیده باشد، سرمایه اش چند برابر می شود.

خروج از بازار سرمایه به هر قیمت

البته اکنون وضعیت به اندازه ای اسفبار است که مردم هیچ اعتمادی به بورس ندارند و بی اعتمادی از آینده موجب شده که سهامداران حتی در صورت زیان نیز تصمیم به فروش سهام و خروج از بازار بگیرند. این در حالی است که کارشناسان مالی و تحلیلگران بازار سرمایه معتقدند که ارزش ذاتی بسیاری از سهم ها بیش از قیمتهای فعلی بازار است و مشکل بورس تهران بی اعتمادی و دخالت های سیاستگذاران در سازوکارهای بازار است. دخالت هایی که با شعار و هدف حمایت از سهامداران انجام می شود؛ اما در نهایت موجب افزایش بی اعتمادی سهامداران شده است.


روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان

خروج از نسخه موبایل