کتابهای درسی معمولاً خوشعاقبت نیستند؛ اگر راهی سطلهای زباله نشوند، اگر پرپر نشوند و توی جوی آب نروند، به احتمال زیاد آتش زده میشوند و خاکسترشان زیر سایه خندههای پرشوق صاحبانشان، رقصکنان بهدست باد سپرده میشوند.
اینها همه پول است، چه آن کتابها که در شیرابه زبالهها خمیری بدشکل میشوند و چه آنها که آتش میگیرند و پاره و سر به نیست میشوند؛ همه سرمایههای ملیاند.
عددش بهروز و تازه است وقتی همین هفته رییس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی -که متولی تولید، چاپ و توزیع کتابهای درسی است- گفت این کتابهای بد عاقبت ۵۷ هزار تن کاغذ صرفشان میشود. این عدد را که در گوشهای از ذهن نگه داریم به وحشت میافتیم. اگر گفتههای چندی قبل آقای مجتبی ولیزاده، کارشناس بازیافت را مرور کنیم که گفته بود هر تن کاغذ نیازمند قطع ۱۷ درخت تناور است .
به این ترتیب۵۷هزارکیلو کاغذی که امسال برای تولید بیش از۱۴۰ میلیون جلد کتاب درسی مصرف شده معادل است با قطع ۹۶۹ هزار درخت کهنسال و چیزی حدود ۶ تا هفت هکتار جنگل.
ماجرای ۱۰۰ میلیارد و خروج ارز
13 میلیون و۵۰۰ هزار دانشآموزی که در سالهای اخیربه مدرسه رفتهاند و مشتری کتابهای درسی شدهاند، مثل دانشآموزان قبلتر از خود، تیشه بهدست گرفته و به ریشه ثروتی بزرگ زدهاند، همانها که پاره میکنند، میسوزانند، توی سطل زباله جاساز و پرپر شده کتابهای درسی را در کوچه و خیابان و دشت و دمن رها میکنند.
دکترمحمدطلایی زواره، قائم مقام سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی حساب ریالی هزینهها را -که پای این کتابها رفته- دارد ولی فقط درمورد هزینههای مربوط به کاغذ کتابهای درسی به «صبح نو» یک رقم درشت ارائه میدهد؛ او میگوید برای خرید کاغذ کتابهای سال تحصیلی پیش رو، حدود۱۰۰ میلیارد تومان هزینه شده است، کاغذهایی که خوب میدانیم حدود ۵۰درصد آن از کشورهای خارجی خریده میشود.
پس پای خروج ارز از کشور هم در میان است، ارزهای نفتی که به واسطه تحریمها راحت نیز بهدست نمیآیند. چندسال قبل وقتی گره تحریمها از امروز کورتر بود، تهیه اجناس خارجی مورد نیاز برای تولید کتابهای درسی سختیهای فراوانی داشت که خاطره مربوط به آن روزها را آقای ابراهیم سحرخیز، معاون سابق وزیر آموزشوپرورش در گفتوگو با «صبح نو» نقل میکند.
او میگوید مواقعی بود که به واسطه تحریمها از نظر جوهر و کاغذ درمضیقه بودیم و وزیر آموزشوپرورش وقت مجبور میشد برای اینکه کتابهای درسی به موقع تولید شوند، دست به دامان بقیه دستگاهها شود.
اما هیچ یک از این تلاشها و هزینهها به گوش دانشآموزان نخورده و هنوز هم نمیخورد که بدانند یک کتاب درسی که با یارانه سنگین دولتی تولید میشود، چه هزینههایی را روی دوش ملت انداخته است.
امسال به گفته طلایی زواره، میانگین قیمت یک سری کامل کتاب درسی ۲۲ هزار تومان است که در بازار آزاد این مبلغ را باید صرف خرید فقط یک کتاب کرد. امسال قیمت کتابهای درسی نسبت به پارسال هم فقط هفتدرصد رشد کرده که بهطور قابل ملاحظهای از نرخ تورم پایینتر است؛ یک جور سوبسید دهی غیرضروری که کسی هم قدرش را نمیداند.
راههایی برای سرشکن کردن هزینهها
ابتدای دهه۹۰ خورشیدی درآموزشوپرورش، بحث برسر تولید کتابهای درسی پایدار بود از آن مدلها که قابل شستوشو هستند؛ میتوان گندزداییشان کرد و چندینبار در چرخه مصرف قرارشان داد. قرار بود این کتابها به تدریج روی میز دانشآموزان قرار بگیرند اما نه فقط این چنین نشد که داستان کیفیت پایین کتابهای درسی همچنان ادامه دارد.
از خزان گاه و بیگاه کتابهای درسی و صحافیهای ضعیف آنها در برخی سالها که بگذریم، کیفیت کاغذ این کتابها همواره مورد مناقشه بوده است و تولیدات داخلی بهدلیل نواقصشان همیشه شماتت شدهاند.
حتی سال ۹۵ که سندیکای تولیدکنندگان کاغذومقوا متعرض این وضع شده بود، وزارت آموزشوپرورش در واکنشی تند ایرادات کاغذهای داخلی را شمرد و گفت که کاغذهای ایرانی به اندازه لازم سفید نیستند، پرز زیاد دارند، پارگی درطول رولهای آن زیاد است و گرانتر از کاغذهای خارجیاند.
همین ایرادات است که کسانی مثل آقای ابراهیم سحرخیز را وا میدارد تا از جنس کتابها ایراد بگیرند و بگویند که تا این مشکل رفع نشود، نمیتوان انتظار کتاب پایدار را داشت.
پس چون کتابها چندان قرص و محکم نیستند، سحرخیز چند پیشنهاد میدهد تا کتابها درطول سال تحصیلی سالم بمانند و امکان استفاده مجدد ازآنها و صرفهجویی درهزینههای تولید فراهم شود. مثلاً در کلاسهای درس کمدهایی تعبیه شود که دانشآموزان کتابها را درآن قرار دهند و مجبور به حملونقل هر روزه آن نشوند. یا در پایان هرسال، تحویل کارنامه دانشآموزان منوط به تحویل کتابهای درسی سالم به مدرسه بشود و حتی نحوه رفتار دانشآموزان با کتابهایشان ملاک تعیین نمره انضباط باشد و کسانی که حرمت کتاب را نگه نمیدارند، به طور مناسب تنبیه شوند.بهزعم سحرخیز، سیستم تشویق هم برای مصون نگه داشتن کتابهای درسی از فنا و نابودی کارایی دارد؛ سیستمی پیشبینی شود تا مدیران و دانشآموزانی که کتابهای سالم و قابل استفادهای را تحویل آموزشوپرورش میدهند، دستمزد نگاه فرهنگی خود را بگیرند. به این ترتیب کتابهای نو و تمیز میتوانند بار دیگر وارد چرخه مصرف شوند و از بار مالی سنگین تولید کتابهای درسی بکاهند. این کار اما نیازمند فرهنگسازی است تا دانشآموزان به این باور برسند، کتابی که ارزان و آسان در اختیارشان قرار میگیرد کالایی است که گران بهدست آمده است . جایگزین کردن کتابهای درسی الکترونیک و راه دادن تبلتها و سختافزارهای هوشمند امروزی به مدارس هم میتواند راه دیگری برای صرفهجویی کاغذ باشد که البته تجربه نشان داده ساختار سنتی آموزشوپرورش و مدارس ایران فعلاً تابوتحمل اجرای چنین روشهایی را ندارد. این را ۲، سه سال قبل دانستیم که تبلتهای دانشآموزی بهصورت آزمایشی به چند مدرسه تهران راه یافت و خیلی زود بساطش جمع شد و بعد هم اصل طرح کاملاً منتفی شد . علاوهبر اینها اگر در روش بازیافت کاغذ در کشور بازنگری شود حتماً بخشی از کاغذ مورد نیاز تولید کتابهای درسی میتواند از بازیافت کتابهای قدیمی تأمین شود که این نیز البته نمیشود و نقص دارد. استناد ما به گفتههای چندی پیش آقای سیداحمدحسینی، مدیرکل سابق چاپ و توزیع کتابهای درسی است که گفته بود کتابهای درسی ما هنگام بازیافت به مقوا تبدیل میشوند، حال آن که تکنولوژی روز دنیا از کاغذهای ۷۰ گرمی کتابها، باز هم کاغذ ۷۰ گرمی مخصوص کتاب میسازد. این فهرست بلندبالای نواقص را که کنار هم بچینیم، معلوم میشود چرا مجبور شدهایم امسال برای خرید کاغذ ویژه کتابهای درسی حدود ۱۰۰ میلیارد تومان خرج کنیم .
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان