اسکناس :هر ساله قبل از شروع سال جدید دربارهی قیمت دلار پیش بینیهایی انجام میشود. به گزارش «اسکناس»، سالها است در بدنه اقتصاد ایران از علم اقتصاد استفاده نشده و فقط با منبسط کردن بودجه دولت برای توسعه اقتصادی و سپس ایجاد شدن کسری بودجه در ساختار کشور استقراض از بانک مرکزی نقدینگی زیادی خلق شده است. هر ساله شاهد افزایش تورم اقتصادی بودهایم به طوری که سفرههای خانوارها کوچکتر شد و در حال حاضر دیگر خرید برخی از کالاها برای مردم غیرممکن شده است، به طور مثال خرید خانه با میانگین درآمد مردم در ایران امکان پذیر نیست، مردم برای خرید یک خودرو سالها باید کار و پسانداز کنند و هر ساله قیمت آن ملک یا خودرو مجدد افزایش پیدا میکند. از سال ۱۳۷۰ تا آذر ماه سال ۱۴۰۰ نرخ ارز داخل اقتصاد ایران رشد ۲۰ هزار درصدی داشته و از ۱۴۵ تومان به ۳۰ هزار تومان رسیده است.
رفتارشناسی معاملهگران بازار
در حال حاضر معامله گران بازار ارز و سکه با احتیاط قدم بر می دارند نه حاضرند ریسک خرید را به جان بخرند نه دل از مال میکنند و در صف فروش قرار میگیرند. حتی خریداران خرد نیز برای سفرهای نوروز میلی به خرید ندارند ظاهر بازار آرام است اما از هر که سئوال می شود در باطن چه خبر است؟ می گوید باید منتظر خبر قطعی از مذاکرات بود. به نظر می رسد قدرت واکنش بازار ارز در برابر اخبار مثبت و منفی در پایین ترین حد خود قرار دارد شاهد آن دامنه محدود تغییر قیمت دلار در بازار ارز است دلار در نیمه دوم کانال ۲۵ هزار تومان یک گردش محدود دارد و تمایلی زیادی به تغییر ندارد. این کم رمقی در آستانه نوروز نشان می دهد حتی تقاضای پایان سال و تسویه ها نیز نتوانسته بازار را به تحرک وا دارد. برخی معامله گران می گویند خروج خالی فروشی ها و افت سطح معاملات فردایی در این کم رمقی بی تاثیر نیست. با عین حال اکثرا تاکید دارند نقش مسلط در این کم رمقی را وضعیت تعلیقی وین رقم زده است.
سودهترین بازار کدام است؟
در واقع طی ۱۱ ماهه نخست امسال هیچ بازار مالی به اندازه تورم سود نداشته و تنها در بازار کالایی مثل بازار خودرو میزان افزایش قیمت بیشتر از تورم بوده است. اخباری که از وین میرسد باعث سردرگمی نرخ ارز در بین مردم و کارشناسان شده است و نهایتا چند روز پیش قیمت دلار به کف هفت ماه اخیر یعنی 25 هزار تومان رسید. این کاهش قیمت دلار و افزایش انس جهانی طلا در اثر بحران بین روسیه و اوکراین نیز از عوامل موثر بر قیمت طلا و سکه بوده است. سکه تنها چهار درصد، طلا و دلار هرکدام تنها هشت درصد، سپرده بانکی معادل ۱۴ درصد و مسکن معادل ۲۷ درصد رشد داشته است که بر روی پیش بینی قیمت دلار در سال ۱۴۰۱ تاثیر میگذارد. دلار همبستگی مستقیمی با تورم اقتصادی در کشور دارد. در واقع هر بار قیمت دلار کاهش مییابد، ارزش پول ملی کشور کاهش یافته است. میانگین تورم ایران در بازه ۳۴ سال اخیر در محدوده ۲۵ درصد بوده، که نشان میدهد به طور میانگین هیچکدام از از دولتها نتوانستند ارزش پول ملی کشور را ثابت نگه دارند، طبق اخبار بدست آمده پیش بینی دلار ۱۴۰۱ روند افزایشی خواهد داشت. با فرض اینکه قیمت دلار در محدوده ۳۰ هزار تومان بماند، پایان سال ۱۴۰۱، قیمت دلار ۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان، در پایان سال ۱۴۰۲، ۴۶ هزار و ۸۷۵ تومان، در پایان سال ۱۴۰۳، ۵۸ هزار تومان و سال آخر دولت فعلی، قیمت آن به ۷۳ هزار خواهد رسید، البته اگر شرایط اقتصادی ایران بهبود یابد تورم اقتصادی کنترل میشود. دلار علت تورم نبوده، بلکه معلول تورم است. تورم علل مختلفی دارد، گران شدن دلار باعث افزایش سطح قیمتها نمیشود بلکه تغییر چند عامل مهم مانند رشد اقتصادی منفی و افزایش حجم نقدینگی درون اقتصاد منجر به افزایش سطح عمومی کالا و خدمات شده و در این بستر ارزش پول ملی کشور نسبت به سایر ارزها کاهش مییابد.
نرخ ارز در پایان ۱۴۰۱
قیمت دلار در سال ۱۴۰۱ را میتوان حوالی ۳۴ تا ۴۰ هزار تومان میتوان درنظر گرفت. مگر اینکه سیاست سرکوب از سوی دولت اجرا شود. اینده دلار ۱۴۰۱ میتواند در کاهش یا افزایش نرخ تورم تاثیر داشته باشد. از نظر فعالان اقتصادی سه مولفه شامل غیرقابل پیشبینی بودن و تغییرات قیمت مواد اولیه، بیثباتی سیاستها و رویههای ناظر بر کسبوکار و سوم دشواری تامینمالی از بانکها، از تابستان سال ۹۷ تا تابستان امسال بهطور ثابت در تمام فصول نامناسبترین مولفههای کسبوکار در کشور ارزیابی شدهاند. بخش مهمی از رفع این مشکلات در حیطه اختیارات بانک مرکزی است و انتظارات بخشخصوصی در این حوزه از بانک مرکزی بالاست. اولین مورد انحراف تسهیلات بانکی از فعالیتهای تولیدی است. طبق آمار بانک مرکزی سهم تسهیلات بانکی به بخشهای تولیدی شامل صنعت، معدن و کشاورزی به طور سر جمع ۴۰ درصد از کل تسهیلات بانکی را در سال ۹۹ تشکیل داده است. همچنین درحالی که سهم بخش صنعت و معدن از مانده تسهیلات بانکی در سال ۸۵، معادل ۳۰ درصد بوده، این میزان در سال ۹۵ به ۱۸ درصد رسیده است. سهم بخش کشاورزی از مانده تسهیلات در سال ۷۸، معادل ۲۸ درصد بوده درحالیکه در سال ۹۵ به ۹.۶ درصد رسیده است. علاوه بر آن سهم بخش صادرات در سال ۷۸، معادل ۵.۴ درصد بوده اما در سال ۹۵ به نیم درصد رسیده است. این آمار نشان میدهد بخشهای تولیدی و مولد سهم بایستهای از منابع و تسهیلات بانکی کشور دریافت نمیکنند. حاشیه سود بالا، بازده کوتاهمدت و ریسک پایین فعالیتهای غیر مولد و سفتهبازی نه تنها باعث انحراف سرمایه و سپردههای بانکی و ایجاد تنگنای مالی برای بنگاههای مولد شده است، بلکه پیامدهای منفی نیز بر بازار مسکن و طلا و سکه و ارز داشته است، بنابراین اصلاح این رویه نیازمند نظارتهای لازم از طرف نهاد پولی و مقید بودن نظام بانکی به ابلاغیهها و مصوبههای اعلامی درخصوص سهم اعطای تسهیلات به بخشهای مختلف است.
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان