چاپ گهوار تمدن مملکت است
چاپ و نشر در این خصوص به گفت و گو با مدیران چاپ شفق نشست ماحصل این گفت و شنید را در ادامه میخوانید.
محمد شریف زاده، مدیر چاپ شفق در خصوص اینکه چگونه وارد عرصه چاپ شد گفت: بنده از دوران ابتدایی به همراه دایی ام در چاپخانه تابان آقای فلسفی کار کرده ام و در آن زمان بود که با صنعت چاپ آشنا شدم. بعد از آن در چاپخانه بانک ملی به عنوان صحاف با آقای مصلحی به مدت دو سال کار کردم، همچنین بعد از کار در چاپخانه بانک ملی در شرکت انتشار چاپ که توسط آقایان مهندس بازرگان و طالقانی در خیابان باب همایون به مدیریت آقای محجوب تاسیس شد بنده به عنوان مدیر داخلی به مدت یک سال مشغول به کار شدم.
وی ادامه داد: در آن زمان بخاطر چاپ کتاب های بازرگان، مطهری و شریعتی با ساواک به این دلیل که کتابها مورد تایید آنها نبود درگیر شدم. ماموران ساواک آنقدر ما را اذیت کردند که شرکت تعاونی انتشار منحل شد.
بعد از آن از قم و جاهای دیگر پیشنهاد کاری زیادی داشتم که آقای باهنر از من درخواست کردند که با چاپ کتاب های درسی همکاری کنم. بعد از آن به دفتر نشر فرهنگ اسلامی در خیابان روزلولت رفتم. تا زمان شهادت باهنر آنجا کار می کردم. باهنر قبل از شهادت به من گفتند که دفتر نشر مدیریت لازم دارد. بعد از شهادت باهنر آقای عابدینی از من خواستند که به دفتر نشر فرهنگ اسلامی بروم.
شریف زاده افزود: سال ۱۳۶۲ زمانی که در چاپ کتاب های درسی کار می کردم زمان جنگ بود. در آن زمان شرکت دو تا مدیرعامل داشت یکی به عنوان مدیرعامل تولید و دیگری مدیرعامل توزیع. ما برای جبران کمبودهایمان به شرکت کاغذ پارس متوسل شدیم که ابتدا قبول نمی کردند ولی بعد از مذاکرات و توجیه فراوان ۲۰۰ تن کاغذ برایمان فراهم کردند بعد با گرفتن کاغذ ها به کارخانه سر و سامان دادند، کم کم، برق و تلفن ها راه اندازی شد تقریبا 700 نفر پرسنل داشتیم که خیلی دلسوزانه با ما همکاری میکردند. در زمان در کتابخانه ملی جلسه ای بود که از من خواستند سخنرانی در خصوص چاپ داشته باشم. بنده در آن جلسه مطرح کردم که چاپ گهوار تمدن مملکت است زیرا تمام نوشته های اندیشمندان باید چاپ شود تا مردم آنها را بخوانند و درک کنند.
در ادامه عابدینی به عنوان مدیر دیگرچاپ شفق، درباره اینکه چگونه با صنعت چاپ آشنا شده است گفت: بنده از سال ۴۴ با مرحوم سعیدزاده و حسینی در چاپخانه تابان واقع درخیابان ناصر خسرو کارم را با یک دستگاه ملخی شروع کردم و تا سال ۵۶ هم ادامه داشت. از سال ۵۶ تا سال ۹۲ مدیر فنی چاپخانه بودم. منتها بنده از همان سال ۵۲ به دنبال راه اندازی چاپخانه ایی برای خود بودم. سال ۵۷ انقلاب شد و سال بعد انقلاب ما درخواست جواز چاپخانه دادیم که ارشاد با درخواست ما موافقت کرد و از آن زمان است که با آقای شریف زاده همکاری می کنم. و در چاپ شفق بیشتر کارهای اجرایی چاپخانه به عهده بنده است.
عابدینی در خصوص مشکلات چاپخانه افزود: چاپخانه با مشکلاتی همچون، مالیات، بیمه و ناعدالتی، بیکاری و ثابت نبودن قیمت امور چاپی و ثبت نکردن دستگاههای نو و… است.
رو به رو است. البته نا گفته نماند اگر مالیات به حق باشد ما شکایتی از پرداخت آن نداریم. ما چند سالی است که چاپ شفق را تاسیس کردیم از سال ۹۱ مبلغ ۷۲ میلیون تومان برایمان مالیات بستند ما هم پرداخت کردیم. نامه هایش هم موجود است. و در حال حاضر با توجه به اینکه ما مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت کرده ایم باز نامه آمده که ۷۰ میلیون باید مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شود. برای چاپخانه چهارگل هم ۲۰ میلیون مالیات خواستند که ما شکایت کردیم و الان در حال پیگیری آن هستیم.
مدیر چاپ شفق در پاسخ به این پرسش که آیا بازار کارتان خوب است؟ مشتری دارید؟ اضافه کرد: رده کاری ما از ابتدا تا کنون چاپ کتاب بوده اما اکنون کارها به سمت، فضای مجازی و کتابهای الکترونیکی رفته است، به طور مثال سال ۵۷ تیراژ کتابهای ما ۳۰ هزار بود اما حالا تیراژ به ۵۰۰ یا ۶۰۰ عدد رسیده و آن هم به صورت چاپ دیجیتال منتشر میشود. یکی از دلایل که کاهش تیراژکتاب وجود ماهواره و تلویزیون و شبکه های اجتماعی است که فرصت کتابخوانی را از مردم گرفته است.
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان




