اقتصاد در سنگلاخ بی تدبیری ها
تجارت : بررسی اقتصاد ایران از گذشته تا کنون نشان میدهد کشورمان به جهت برخورداری از ظرفیت منابع طبیعی، کشاورزی، جغرافیایی و… همواره در حوزه تولید و صادرات پیشرو بوده به نوعی که در گذشته صادر کننده انواع محصولات کشاورزی و صنایع دستی و صنعتی بوده ایم. جایگاه ایران در بین همسایگان به اندازهای برجسته بود که نیازهای خودشان را از طریق صنعتگران و تجار ایرانی تامین می کردند. با پیشرفت هایی که در عرصه علمی و فناوری به وجود آمد، انتظار می رفت روند شکوفایی ایران رشد بیشتری پیدا کند، اما به دلیل ناهماهنگی ها و کم کاری هایی که به دلیل چالش های عقیدتی بین مدیران ارشد شاهد بودیم، هرگز نتوانستیم جایگاهی را که در گذشته داشتیم، حفظ کنیم و ارتقا دهیم. اگر روند گذشته ادامه پیدا میکرد، امروز میبایست در بین اقتصادهای برتر دنیا جایگاه ویژهای داشتیم، در حالی که امروز نه تنها در بین اقتصادهای تراز اول جهان قرار نگرفته ایم، بلکه با چالشهای جدی رو به رو هستیم. اما دلیل اینکه چرا از آن دوره رونق شکوفایی به این دوره پرانتقاد رسیدهایم، نیازمند بررسی های همه جانبه است که بی شک عملکرد مدیران و مسئولان کشوری در آن نقش برجسته ای داشته است. اکنون امیدواریم با روی کار آمدن دولت سیزدهم، در رویکرد گذشته تجدید نظر صورت بگیرد و اقتصاد ایران از ظرفیت ها و نیروهای انسانی با استعداد به خوبی بهره بگیرد تا شاهد جهش چشمگیری در تمامی عرصه های اقتصادی باشیم.
سیاستزدگی اقتصاد
با وجود آنکه جهان بینی اسلام بر مبنای ایدئولوژی قرار دارد و با تفکرات کمونیستی فاصله دارد، اما اسلام توجه ویژهای به اقتصاد دارد و همواره در سیره ائمه و قرآن کریم تاکید زیادی بر اقتصاد اسلامی شده است. نگاهی به روایات و آیات قرآن از جمله آنکه "کسی که معاش ندارد معاد ندارد" یا "اگر فقر از در وارد شود دین از پنجره خارج میشود" نشان می دهد که اقتصاد و معیشت مردم در حکومت اسلامی مورد توجه جدی واقع می شود. این در حالی است که چالشهای داخلی و بازی های جناحی باعث می شود طرح های توسعه در عرصه های مختلف برزمین بماند و ظرفیتهای بزرگ اقتصاد، قربانی بازی های جناحی و سیاسی شود. در بسیاری از موارد شاهد بودیم که ملاحظات و تصمیمات سیاسی، به جای آنکه رونق ایجاد کند، بازدارندگی داشته و اقتصاد و معیشت مردم بازیچه حرکات جناحی و سیاسی شده است. بازیهای سیاسی باعث شده اقتصاد تنومندی که انتظار میرفت در ادامه اقتصاد پررونق گذشته کشورمان باشد، شکل نگیرد. اقتصاد سیاست زده هرگز نمی تواند بستری برای زندگی، رشد مطلوب و رفاه مردم باشد. واقعیت این است که بسیاری از چالشهای اقتصادی ناشی از گرایش های سیاسی است که اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد. مقایسه حال و گذشته نشان میدهد که می بایست هر چه سریعتر اقتصاد و بازی های سیاسی را از یکدیگر جدا کرد.
اقتصاد در قربانگاه سیاست
باید عملکرد قوای سه گانه به نوعی باشد که اقتصاد قربانی سلایق سیاسی نشود. اینکه یک تفکری بر مجلس، دولت یا قوه قضائیه حاکم شود و به دنبال آن تمامی تصمیمات و عملکرد مسئولان گذشته نادیده گرفته شود یا زیر سوال برود، تبعاتی تاسفبار برای اقتصاد کشور خواهد داشت. اینکه چه دولتی یا چه مسئولی جای مسئولان قبل را میگیرد، مهم نیست، بلکه لازم است تصمیمات و مصوبات دولتهای گذشته بدون سیاسیکاری و بدور از تسویه حسابهای جناحی، مورد بررسی قرار گیرد تا آن تصمیمات اگر میتواند به شکوفایی استعداد منجر شود، در تیم جدید با هر تفکری پیگیری و اجرا شود.
اقتصاد ایران مصداق بارز تئوری نفرین منابع
یکی از مباحث مهم تئوری نفرین منابع است. در تئوری نفرین منابع عناوینی مورد بحث قرار میگیرد که مصداق آن را در کشور خودمان شاهد هستیم. کشوری که دارای منابع طبیعی غنی و استعدادهای بالقوه فراوان است، اما در زمره کشورهای عقب افتاده قرار می گیرد و در زمینه توسعه، پیشرفت چشمگیری ندارد. با نگاهی به شرایط کشور خودمان، متوجه می شویم که در بخش های بسیاری از اقتصاد توانمند هستیم اما برای تهیه یک کالای مصرفی همچون مرغ یا روغن یا… باید ساعت ها در صف بمانیم. این وضعیت نشان می دهد که قربانی تئوری نفرین منابع شده ایم.
معضل وابستگی به نفت
نکته ای برجسته کشور ما، وابستگی اقتصاد به نفت است. اقتصاد تک محصولی باعث شده ظرفیتهای دیگر نادیده گرفته شود و تنها به استخراج نفت و خام فروشی متوسل شویم تا هر انچه مردم نیاز دارند، با درآمدهای نفتی برایشان تامین کنیم. در نتیجه به محض آنکه مورد تهدیدی همچون تحریم قرار میگیریم، با اقتصادی بحرانزده روبرو می شویم. در گذشته بسیاری از کالاها و محصولات، در داخل کشور تولید و مازاد آن به کشورهای همسایه صادر میشد، اما امروزه در مورد محصولاتی که در گذشته خودکفا بودیم، نیازمند واردات آنها هستیم. بنابراین اقتصاد وابسته به نفت آثار خودش را بحران های اقتصادی در عرصههای گوناگون کشاورزی، صنعتی و… برجای گذاشته است. از سوی دیگر به دلیل بی توجهی های گسترده، آن بخش هایی از اقتصاد که باعث استقلال و خودکفایی ایران میشد، به اندازه ای آسیب دیده که امکان بازیابی آن به این سادگی ها مقدور نیست. جذابیت های شهرنشینی به کارگر فصلی و حاشیه نشینی تبدیل شده تا روستاها خالی شود و کشاورزی به نابودی کشیده شود.
بی توجهی به صنایع دستی
بخش دیگری از اقتصاد که بدون نیاز به سرمایه گذاری کلان باعث رونق اقتصادی می شد، صنایع دستی است. متاسفانه ظرفیت هایی در بخش های صنایع دستی ایجاد شده بود که آنها نیز به ورطه فراموشی سپرده شده و بابت اینکه اقتصاد بومی گرفتار نفرین منابع شده، باید در ماتم بنشینیم.
نظام آموزشی ناکارآمد
اگرچه کشور ما دانشگاه های بسیار دولتی و خصوصی دارد که بر سر جذب دانشجو رقابت می کنند، اما این دانشگاه ها توان تربیت تحصیلکردگان توانمند را ندارد. دانشجویانی که از نظر علمی تقویت میشوند، اما توان بهکارگیری آن علم را ندارند، زیرا در بعد مهارتی بسیار ضعیف هستند. همین ضعف مهارتی باعث می شود که نتوانند در زمینه کسب و کار فعالیت کنند. با وجود آنکه افراد با استعدادی در بعد علمی در دانشگاهها تربیت میشوند، اما شاهد هستیم در زمینه آنچه آموزش دیده اند، مشغول به کار نمی شود یا در مشاغل غیر مرتبط فعالیت می کنند که این به مصداق بی ارزش بودن آموزش هایی است که در دانشگاه دیده اند. واقعیت این است که در نظام آموزشی ضعف داریم، زیرا به جای مهارت گرایی اسیر مدرکگرایی شده ایم. برای اثبات این ادعا کافیست به مقایسه فارغ التحصیلان دانشگاهی با کارآموزان مراکز فنی حرفه ای بپردازیم. امروزه یک جوشکار ساده با گذراندن دوره سه ماهه، به سادگی مشغول بکار میشود و چندین برابر یک تحصیل کرده حقوق یا روانشناسی درآمد دارد. بنابر این دولت جدید باید تمامی چالش ها را در عرصه های اقتصادی بدون نگاههای سیاسی و جناحی مورد بررسی قرار دهد و بخشهای مثبت را اجرا کند.
روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان




